زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و چهاردهم

1393/3/18 8:31
نویسنده : الی
226 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزک مامان

امروز چهارمین روزه که از قرارمون میگذره و  هیچ خبری از هیچی نیست

نه میدونم هستی و نه میدونم که نیستی

حال و احوالم منو امیدوار میکنه به بودنت ولی بی بی چک‌های پشت سر هم چیز دیگه ای رو میگه

همیشه همینطورم ... همیشه فکر میکنم من یکی از همه استثناهایی هستم که شاید دیر معلوم بشه که تو رو دارم ... خیال باطلی هم نیست چون پارسال دقیقا همین اتفاق برام افتاد و من یه ماه گذشته بود که فهمیدم تو توی دلمی

هر چند که انگار این دنیا رو دوست نداشتی و نموندی

بازم منتظر میمونم .... به خاطر من نه ... به خاطر بابات بیا

پسندها (1)

نظرات (12)

مامان امیر علی
18 خرداد 93 9:23
سلام گلم . ان شاا.. خدا بهت یه فرشته کوچولو میده .از لطف خدا ناامید نباش.اون مهربون تر از هر کسیه که فکر کنی . این ماه ماه پر برکتیه .فقط توکل کن به او
الی
پاسخ
توکلم فقط به همونه
مامان امیر علی
18 خرداد 93 9:26
بازم بهت سر می زنم . ان شاا.. عکس فرشتت رو تو وبلاگت ببینم
الی
پاسخ
ممنون از محبتت گلم
?
18 خرداد 93 10:46
ایشالا که تو راست. دیروز از ی دوستی شنیدم خواهرش چن ماه پیش بعد چندسال که بچه دار نمیشد و درمان هم جواب نداده بود واینام دیگه بی خیال درمان شده بودن بعد چندسال برا اولین بار باردار شده اما متاسفانه بچه سقط شده ولی خدارو شکر حداقل دونسته که تواناییش رو دارن .شما دل شکسته اید این دوست مارم دعا کنید. الی جون برات دعا میکنم که............. . الهی که تو دلت باشه
الی
پاسخ
ایشالا که خواهر دوستت زود نی نی بیاد تو بغلش.... خیلی خوبه که حداقل میدونه باردار میتونه بشه.. این خودش نعمت و نشونه بزرگیه ممنون از این همه توجهت به من و این همه سرزدنت دوست گلم
niloofar
18 خرداد 93 18:43
ایشالا که زودتر میاد الی جون. بی دردسر هم میاد. دیگه بعد این همه سختی روزهای خوش و خوب باید نزدیک باشن. الی جون دنیا همونی باشه که میخوای گلم
الی
پاسخ
ایشالا
شیوا
19 خرداد 93 12:50
سلام عزیزم. اومدم ببینم خبری نیست؟ انشاالله به همون دعای همیشگی میگم.
الی
پاسخ
مرسی گلم ایشالا
مامان مهدیه
20 خرداد 93 16:49
khoososi
سحر
21 خرداد 93 0:32
سلام باید خدمتتون عرض کنم که ما معنویت درمانی رو فراموش کردیم! به طوریکه اگر تعداد معدودی ذکر و نماز و.. رو به نیت حاجت انجام دادیم و حاجت نگرفتیم همه چیز رو ول میکنیم و ناامید.. اما باید بدونی که در معنویت هم هر انسان منحصر بفردی مشکلش با ذکر خاصی برطرف میشه !مثلا مشکل من با خوندن نماز جعفر ولی اگر شما نماز جعفر طیار رو بخونی مشکلت حل نشه و مثلا با قربانی و نذر به خواستت برسی! و این پیام های دیگران که به شما راه حل پیشنهاد میکنند رو دست کم نگیر چون شاید با انجام دادن یکی از همینا حاجت بگیری خب یه راه حل مفید میدم برای درمان بیماری های تن و از جمله نازایی : از ایت الله بهجت که میگن مقداری تربت امام حسین رو در آب زمزم حل کنید و هر روز مقداری مثلا یک قاشق بخورید! دیده شده که مشکل عده ی کثیری حل شده! با اعتقاد بخورید!
الی
پاسخ
دنبال آب زمزم هستم حتما این کار رو میکنم ممنون دوست گلم
سحر
21 خرداد 93 0:39
70 تا حمد هم باید بخونی و به آب بدمی
طعم گس
22 خرداد 93 21:11
می آیی؟ نمی آیی؟ نمیدانم... فقط برایت دعا می کنم که تن و جانت به سلامت باشد... مادرت منتظر است. پدرت منتظر است... بیا و قلب مامان الی رو شاد کن عزیز دلم...
الی
پاسخ
?
23 خرداد 93 18:43
کجایی پس؟
الی
پاسخ
هستم یه جای دور حوالی همین نزدیکی
منتظر لطف خدا
24 خرداد 93 12:25
انشالله میاد عزیزم ... انشالله انتظارت تموم میشه ...... منم الان 4 روز از موعد پری م گذشته و بی بی چک هم منفـــــــــــــی و منم امیدوارم که جزو استثناها باشم می بینی این روزا برای هممون هست . گرچه میدونم شما خیلی بیشتر به خاطر نی نی سختی کشیدی ولی انشالله میاد غصه نخور عزیزم
الی
پاسخ
میدونم این روزا برای هممون هست ولی گاهی ادم تحمل بالایی داره و گاهی میشه شیشه که با یه تلنگر میشکنه این روزا روزای شیشه بودنمه ایشالا برای شما هم زود اتفاقای قشنگ بیفته و جز استثناها باشی درست مثل پارسال من
شیما
27 خرداد 93 13:06
سلام الی بانو، من هرروز منتظر نامه صدوپانزدهم هستم، با این که تایپ فارسی برام عذاب خواستم حالتو بپرسم لطفا کمی امییییید دوستم!!! هر بهاری که میگذره دیگه برنمیگرده الی... اینو هم دوست داشتم برات بنویسم،البته منظوری که از نوشتنش دارم با منظور همه فرق داره: مصیبت در لحظاتِ اول کشنده نیست . ضربه آنچنان شدید است که نمی توانی درست درک کنی چه بر تو گذشته است . اما زمان! زمان که می گذر تازه می فهمی که بر سرت چه آمده است . زخم به جای التیام گسترش می یابد و همه ی روح و قلبت را در تسخیرِ خود می گیرد! _روزهای برمه_ _جرج اورول_
الی
پاسخ
ممنون گلم ممنون از سرزدن های همیشگیت همین الان تصمیم به نوشتن نامه تلخ صد و پانزدهم دارم قبل از نوشتن نظرت رو خوندم اگه حالم به این خرابی نبود فعلا نامه رو نمینوشتمش