نامه صد و چهاردهم
سلام عزیزک مامان
امروز چهارمین روزه که از قرارمون میگذره و هیچ خبری از هیچی نیست
نه میدونم هستی و نه میدونم که نیستی
حال و احوالم منو امیدوار میکنه به بودنت ولی بی بی چکهای پشت سر هم چیز دیگه ای رو میگه
همیشه همینطورم ... همیشه فکر میکنم من یکی از همه استثناهایی هستم که شاید دیر معلوم بشه که تو رو دارم ... خیال باطلی هم نیست چون پارسال دقیقا همین اتفاق برام افتاد و من یه ماه گذشته بود که فهمیدم تو توی دلمی
هر چند که انگار این دنیا رو دوست نداشتی و نموندی
بازم منتظر میمونم .... به خاطر من نه ... به خاطر بابات بیا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه صد و چهاردهم 
